X
تبلیغات
کلبه ی تنهایی

سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند
سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند
وسلام به تو که محکشوم به دوست داشتنی.


تاريخ : یکشنبه بیستم اسفند 1391 | 15:45 | نویسنده : nila |

 



تاريخ : پنجشنبه دوم آبان 1392 | 9:31 | نویسنده : nila |



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392 | 16:11 | نویسنده : nila |

 



تاريخ : یکشنبه چهاردهم مهر 1392 | 14:15 | نویسنده : nila |
به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي 


تاريخ : چهارشنبه ششم شهریور 1392 | 13:22 | نویسنده : nila |

دست عشق از دامن دل دور باد!

می‌توان آیا به دل دستور داد؟

می‌توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود: ایست!

باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را

بی‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می‌دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی‌بایست داد

قیصر امین پور



تاريخ : چهارشنبه ششم شهریور 1392 | 13:21 | نویسنده : nila |

نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچیک از مردم این آبادی…

به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز…

سهراب سپهری



تاريخ : چهارشنبه ششم شهریور 1392 | 13:20 | نویسنده : nila |

 

آینه پرسیدکه چرادیر کرده است؟ نکنددل دیگری اورا اسیرکرده است؟

خندیدموگفتم او فقط اسیرمن است. تنها دقایقی چندتأخیر کرده است.

گفتم امروز هوا سردبوده است شاید موعدقرارتغییرکرده است.

خندیدبه سادگیم و آینه گفت: احساس پاک تورازنجیر کرده است.

گفتم ازعشق من چنین سخن نگو گفت خوابی سالها دیرکرده است.

در آینه به خودنگاه میکنم آه عشق توعجیب مراپیر کرده است.

راست گفت آینه که منتظرنباش او برای همیشه دیرکرده است.



تاريخ : چهارشنبه ششم شهریور 1392 | 13:13 | نویسنده : nila |

♫♫♫

نمیگم چی میگم کی تو سرت بود

یهو دستامو محکمنر گرفتی

تو بودی همه داروندارم

چی شد هستی مو آخر سر گرفتی

توی قانون احساسم شدیدا

همین راهی که تو خلافه

حالا تنها نشون از من همین

دو سه تا آدرسه خطی که آفه

مطئنم یه روز می فهمی با من چه کردی

سر حرفت باش عزیزم برنگردی

اگه برگردی میمیرم من به گریه ات می خندم

در این خون که باز در قلبمو رو به تو می بندم

بعد این همه زندگی باز تو باهام سردی

خدا لعنت کنه وابستم کردی

♫♫♫

♫♫♫

حالا که حرف و تا اینجا کشیدی

چرا پس مهلت دفاع نمیدی

تو که رفتی ولی ای کاش بودی

یه بارم عاشق رو می چشیدی

چقدر گفتم نرو دورت بگردم

بمون و مرحمی شو روی دردم

حالا که غسل کامل کرده چشمام

من از با تو بودن توبه کردم

یادت باشه که بعد چند وقت اگه تنها باشی

حرف من اینه نمیخوام باشی

در به در شدی بگو حالا با کی همدردی

خدا لعنتت کنه وابستم کردی

ترانه سرا : مجید خراطها



تاريخ : یکشنبه سوم شهریور 1392 | 15:22 | نویسنده : nila |

مجازات میشم به جرم جدایی

کجایی که بغضم داره سنگ میشه

الان چند وقته چشاتو ندیدم

عزیزم نمیگی دلم تنگ میشه

جهان خیس میشه تو چشمای خشکم

دلم تنگ میشه واسه خنده هامون

یجوری بهت دل سپوردم که گاهی

دلم تنگ میشه واسه هر دو تامون

دلم تنگ میشه واسه هر دو تامون

هوا حال میده واسه گریه کردن

شبه او خیابونا غرق سکوت

چقدر باشکوهه

همین گریه وقتی تصور کنی که خدا رو به روت

هوا حال میده واسه بی قراری

که یک لحظه بغضت رو تنها نذاری

که آروم بشینی یه گوشه بنالی

که یادت بیاری نا نداری

بهم ریختم مثل دریا زمانی

مجو به کام خودش زهر کرده

به هم ریختم مثل آتش فشانی که با هر غیر از خودش قهر کرده

میگم باشه قبول دوست دارم ولی من یه چیزیو هیچ وقت نگفتم

چه بارون بباره چه بارون نباره با هر اتفقی یادت میفتم

هوا حال میده واسه گریه کردن

شبه او خیابونا غرق سکوت

چقدر باشکوهه

همین گریه وقتی تصور کنی که خدا رو به روت

هوا حال میده واسه بی قراری

که یک لحظه بغضت رو تنها نذاری

که آروم بشینی یه گوشه بنالی

که یادت بیاری نا نداری



تاريخ : یکشنبه سوم شهریور 1392 | 15:10 | نویسنده : nila |

دست عشق از دامن دل دور باد!

می‌توان آیا به دل دستور داد؟

می‌توان آیا به دریا حکم کرد

که دلت را یادی از ساحل مباد؟

موج را آیا توان فرمود: ایست!

باد را فرمود: باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را

بی‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می‌دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی‌بایست داد

قیصر امین پور



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 | 13:37 | نویسنده : nila |

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!

قیصر امیرپور



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 | 13:32 | نویسنده : nila |

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم



تاريخ : چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 | 13:28 | نویسنده : nila |

 



تاريخ : شنبه نوزدهم مرداد 1392 | 23:54 | نویسنده : nila |

 



تاريخ : دوشنبه هفتم مرداد 1392 | 18:32 | نویسنده : nila |



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 | 14:9 | نویسنده : nila |
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس