عشق من..
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي
دستور
دست عشق از دامن دل دور باد!
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را
در کف مستی نمیبایست داد
قیصر امین پور
اندوه..
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی…
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز…
سهراب سپهری
آینه..
آینه پرسیدکه چرادیر کرده است؟ نکنددل دیگری اورا اسیرکرده است؟
خندیدموگفتم او فقط اسیرمن است. تنها دقایقی چندتأخیر کرده است.
گفتم امروز هوا سردبوده است شاید موعدقرارتغییرکرده است.
خندیدبه سادگیم و آینه گفت: احساس پاک تورازنجیر کرده است.
گفتم ازعشق من چنین سخن نگو گفت خوابی سالها دیرکرده است.
در آینه به خودنگاه میکنم آه عشق توعجیب مراپیر کرده است.
راست گفت آینه که منتظرنباش او برای همیشه دیرکرده است.
متن آهنگ قانون احساس مجید خراطها
♫♫♫
نمیگم چی میگم کی تو سرت بود
یهو دستامو محکمنر گرفتی
تو بودی همه داروندارم
چی شد هستی مو آخر سر گرفتی
توی قانون احساسم شدیدا
همین راهی که تو خلافه
حالا تنها نشون از من همین
دو سه تا آدرسه خطی که آفه
مطئنم یه روز می فهمی با من چه کردی
سر حرفت باش عزیزم برنگردی
اگه برگردی میمیرم من به گریه ات می خندم
در این خون که باز در قلبمو رو به تو می بندم
بعد این همه زندگی باز تو باهام سردی
خدا لعنت کنه وابستم کردی
♫♫♫
♫♫♫
حالا که حرف و تا اینجا کشیدی
چرا پس مهلت دفاع نمیدی
تو که رفتی ولی ای کاش بودی
یه بارم عاشق رو می چشیدی
چقدر گفتم نرو دورت بگردم
بمون و مرحمی شو روی دردم
حالا که غسل کامل کرده چشمام
من از با تو بودن توبه کردم
یادت باشه که بعد چند وقت اگه تنها باشی
حرف من اینه نمیخوام باشی
در به در شدی بگو حالا با کی همدردی
خدا لعنتت کنه وابستم کردی
ترانه سرا : مجید خراطها
متن آهنگ پویا بیاتی به نام به جرم جدایی:
مجازات میشم به جرم جدایی
کجایی که بغضم داره سنگ میشه
الان چند وقته چشاتو ندیدم
عزیزم نمیگی دلم تنگ میشه
جهان خیس میشه تو چشمای خشکم
دلم تنگ میشه واسه خنده هامون
یجوری بهت دل سپوردم که گاهی
دلم تنگ میشه واسه هر دو تامون
دلم تنگ میشه واسه هر دو تامون
هوا حال میده واسه گریه کردن
شبه او خیابونا غرق سکوت
چقدر باشکوهه
همین گریه وقتی تصور کنی که خدا رو به روت
هوا حال میده واسه بی قراری
که یک لحظه بغضت رو تنها نذاری
که آروم بشینی یه گوشه بنالی
که یادت بیاری نا نداری
بهم ریختم مثل دریا زمانی
مجو به کام خودش زهر کرده
به هم ریختم مثل آتش فشانی که با هر غیر از خودش قهر کرده
میگم باشه قبول دوست دارم ولی من یه چیزیو هیچ وقت نگفتم
چه بارون بباره چه بارون نباره با هر اتفقی یادت میفتم
هوا حال میده واسه گریه کردن
شبه او خیابونا غرق سکوت
چقدر باشکوهه
همین گریه وقتی تصور کنی که خدا رو به روت
هوا حال میده واسه بی قراری
که یک لحظه بغضت رو تنها نذاری
که آروم بشینی یه گوشه بنالی
که یادت بیاری نا نداری
دست عشق از دامن دل دور باد!
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟
موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟
آنکه دستور زبان عشق را
بیگزاره در نهاد ما نهاد
خوب میدانست تیغ تیز را
در کف مستی نمیبایست داد
قیصر امین پور
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
قیصر امیرپور







سلام اسمم نیلاست ، امیدوارم بتونم یه وبلاگ خوب و باحال داشته باشم و کلی دوست خوب پیدا کنم !!!